السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

290

جواهر البلاغة ( فارسى )

عيبى در آنان نيست مگر اين‌كه شمشيرهايشان از درگيرى و برخورد سپاهيان شكستگى دارد . « فلول » : جمع « فلّ » با تشديد ؛ به معنى شكستن كه در تيزى شمشير يا كارد پديد آيد . « قراع » : به كسر اوّل ، جمع « قرع » به معنى كوبيدن . « كتائب » : جمع « كتيبة » به معنى سپاه و گردان . الثانى - أن يثبت لشىء صفة مدح ، ثمّ يؤتى بعدها بأداة استثناء تليها صفة مدح اخرى و النوع الاوّل أبلغ كقوله : 2 - قسم دوم اين است كه براى چيزى صفت مدحى اثبات شود سپس بعد از آن ادات استثناء ، همراه يك صفت مدح ديگرى بيايد . و نوع نخست بليغ‌تر است . مانند سخن او : و لا عيب فيه غير أنّى قصدته * فأنستنى الأيّام أهلا و موطنا « 1 » عيبى در او نيست مگر اين‌كه من آهنگ او كردم ؛ پس روزگار ، خانواده و وطن را از يادم برد . ( اين مثال براى نوع اول است . ) و مانند سخن او : فتى كملت أو صافه غير أنّه * جواد فما يبقى من المال باقيا « 2 »

--> - و مانند سخن او : و لا عيب فى معروفهم غير أنّه * يبيّن عجز الشّاكرين عن الشكر در احسان آنان هيچ عيبى نيست جز اين‌كه ناتوانى سپاس‌گزاران را از سپاس‌گزارى بيان مىكند . و مانند سخن او : و لا عيب فيكم غير أنّ ضيوفكم * تعاب بنسيان الأحبّة و الوطن و عيبى در شما نيست مگر اين‌كه ميهمانان شما به جهت فراموش‌كردن دوستان و وطن سرزنش مىشوند . و بر اين نوع در فارسى ، صاحب حدائق البلاغه به اين بيت مختارى تمسك جسته است : گرش شمائل ، چون بحر شعر موزون است * چرا است بحر كفش را عطا ناموزون و در شرح آن گفته است : « گويا از شمائل ممدوح ناموزونيت را نفى كرده و ناموزونى عطا را از آن استثناء نموده اگرچه ادات نفى و استثنا مذكور نكرده اما از سوق كلام بر متأمل ظاهر است . » ( 1 ) - اين شعر از ابن نباته مصرى است . ( 2 ) - اين شعر از نابغه جعدى است . ادات استدراك در اين باب مثل ادات استثنا است . شاعر گفته است : وجوه كأظهار الرّياض نضارة * و لكنّها يوم الهياج صخور چهره‌هايى كه از خرمى چونان شكوفه‌هاى باغهاست ليكن در روز جنگ‌ها مثل تخته‌هاى سنگ است . و مانند قول او : هو البدر الّا أنّه البحر زاخرا * سوى أنّه الضر غام لكنه الوبل او ماه تمام مگر اين‌كه او درياى خروشان است جز اين‌كه او شير است ليكن باران درشت‌قطره است .